خدا آخر و عاقبتمان را بخیر کند!
پایتخت طلای سبز ایران زمین
خدا آخر و عاقبتمان را بخیر کند!
حالا که دیگر نیستم....
تنها دلتنگت میشوم....
و بازهم قصه ی تکرار....
تکرار باران....
داستانی کوچک است از زیبایی های شهرمن:
این باران آبان ماه!

آنروز که خیابان باهنر را یک طرفه می کردند ای کاش به هجوم صبح های روستاییان هم فکر میکردند و تدابیری برای استقرار وسایل نقلیه شان در شهر....
که اینقدر این خیابان پر از موانع صعب العبوری چون مسابقه های کامپیوتری برای رانندگی نباشد.
تونل تویسرکان تبدیل به کارواش شده است!
به خاطر عبور منابع زیرزمینی آب از بالای تونل به جای اینکه ماشین ها را به کارواش ببریم... کارواش را به تونل آوردیم که ماشین ها در حال ورود و خروج تمیز باشند!
محاسن این مهندسی:
در مصرف آب صرفه جویی می شود!
وقت و هزینه کنترل می شوند!
زیبایی تونل دو چندان شده است...
پی نوشت:
فکر کنم از شدت تاسف باید خندید...